محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

713

مخزن الأدوية ( ط . ج )

به هم . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : محلل و ملين و جالى . * العين * عصاره نبات و بيخ آن با عسل جالى ظلمت بصر حادث از رطوبت غليظ و باعث حدت آن . * اعضاء الرأس و الصدر و الغذاء و النفض * آشاميدن نوعى را كه بروفس و سمافيون نامند جهت يرقان و با سركه جهت مغص و ادرار بول و حيض و به دستور آشاميدن گل آن و آشاميدن آن با فلفل و شراب جهت اوجاع سينه و يرقان . * الاورام و البثور * ضماد آن محلل اورام حاره عارض در مقعده و بواسير برآمده و اورام عسرة النضج و اورام بلغميه و شدخ عضل و اطراف آن و با سركه جالى بهق . * القروح و الجروح * ضماد خشك آن با عسل حابس خون جراحات و قروح و مجفف و مدمل انواع آنها و با آرد شيلم و سركه جهت شدخ عضل و اطراف آن . * السموم * با سركه جهت نهش هوام و با زيت مدر عرق است . ليف به كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و فا لغت عربى است . ماهيت آن : غشاوه و پرده است بافته شده از خيوط و تارهاى خشبى كه محيط به سر نخل و مغز آن و اطراف طلع و ثمر نارجيل و مقل و فوفل و امثال اينها مىباشد و بهترين آن ليف نخل و نارجيل است و زبون‌ترين آن ليف مقل و از مطلق آن مراد ليف نخل است . طبيعت آن : در اول گرم و در دويّم خشك . افعال و خواص آن : بسيار خشك و جالى . * اعضاء العين و الفم * اكتحال خاكستر محرق آن جالى و جالى بياض رقيق و غليظ آن با مداومت بر آن و سنون آن مستحكم كننده لثه و دندان و پاك كننده چرك و سفيد كننده آن و فرش و لباس آن جهت استسقا و ترهل و مستى و اورام و طلاى خاكستر آن جهت برص و بهق و جرب و حكه و حزاز و آشاميدن آن جهت تفتيت و اخراج حصات و از مقل جهت تسكين بواسير نافع است . ليف البحر ماهيت آن : بيخى است شبيه به سعد و بزرگتر از آن و رنگ ظاهر و باطن آن سياه و اغبر و برگ آن شبيه به برگ سريش و خنثى و بيخ آن ريشه‌هاى باريك سياه به هم دربافته پيچيده مدور شبيه به گوى كوچكى به قدر گردكان تا به قدر نارنجى و با خشونت كه گويا پشمى است مدور كرده شده و از درياى مغرب خيزد و موجه به ساحل مىاندازد . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : شديد اليبس و جالى . * اعضاء العين و الفم * محرق آن بهترين ادويه چشم و دهان است و اكتحال مغسول آن جهت ناخنه و بياض چشم و سنون غير مغسول آن جالى دندان و مقوى لثه و ضماد و ذرور آن جهت قروح خبيثه و به دستور كوبيده خشك آن . ليفيه به كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و كسر فا و سكون ياى مثناة تحتانيه و ها لغت عربى است . ماهيت آن : گياهى است سرخ رنگ خاردار ثمر آن به شكل خيار كوچكى و خاردار و دو نوع مىباشد يكى مسهل قوى و دافع حميات و دويّم قتال و غير قتال آن نايب مناب قثاء الحمار است در افعال و در غور و نواح مصر كثير الوجود . مقدار شربت آن : ربع درم و زياده از يك درم آن كشنده است . ليمو به كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم ميم و واو . ماهيت آن : معروف و انواع است از ترش و شيرين و ميخوش و هر يك نيز اصناف است بهترين همه ليموى رقيق آب و از مطلق آن اين نوع مراد . درخت آن از درخت نارنج كوچك‌تر و شاخ‌هاى آن اندك درهم و برگ آن كوچكتر از برگ نارنج و ثمر آن به قدر بيضه مرغ و بسيار بزرگ آن تا به قدر بيضه قازى و مدور اندك طولانى و بهترين آن بزرگ باليده شاداب آنست كه پوست آن نازك باشد و بهترين اجزاى آن آب رسيده آن و پوست آن نيز در تقويت قريب به پوست نارنج است و از آن ضعيف‌تر . طبيعت آن : در دويّم سرد و در اول خشك و تر نيز گفته‌اند . افعال و خواص آن : ملطف و جالى و قاطع اخلاط لزجه غليظه . * اعضاء الراس و الصدر و الغذاء * جهت درد سر حار و دوار حادث از ابخره اخلاط غليظه و تسكين خمار و اورام حاره حلق و خفقان سوداوى و غليان خون و صفرا و التهاب معده و قى صفراوى و غثيان و تقلب طعام و برگشتن آن و جهت جذب مواد حاره جگر و معده و تقويت معده و جگر حار . * الحمى * جهت تبهاى صفراويه و دمويه و عفونت خون و غب خالص و غير خالص نافع . المضا ر : مضر عصب و صاحب سرفه و بارد المزاج و اكثار آن در خلاى معده مضعف امعا و مورث مغص ، مصلح آن شكر و عسل و چون ليمو را ببرند و گرم كرده طرف بريده آن را بر پيشانى صدغين مكرر بمالند صداع حار را تسكين دهد . * الاورام و البثور * جهت بثور و شرى و حصف و به تنهايى جالى